Shop

هدف اصلی از پژوهش حاضر، تعیین نقش میانجی مدیریت دانش در رابطه بین مدیریت مشارکتی و چابکی سازمانی: مورد مطالعه دانشگاه شهید بهشتی بود. روش پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، از نظر نوع داده ها کمی و از نظر شیوه گردآوری داده ها از نوع توصیفی – همبستگی بود. جامعه آماری در این پژوهش عبارت بود از تمامی کارکنان و مدیران دانشگاه شهید بهشتی. برای نمونه گیری با توجه به وجود طبقات مختلف از جمله مدیران و کارکنان و حجم نامساوی آنها از روش نمونه گیری طبقه ای نسبی بهره گرفته شد و 220 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه چابکی سازمانی شریفی و یانگ (2000)، پرسشنامه مديريت مشاركتي فيضي (2007) و پرسشنامه مدیریت دانش مقیمی و رمضان (1392) بود. داده هاي جمع آوري شده با استفاده از نرم افزار آماری SPSS و آزمون همبستگی پیرسون و همچنین به منظور بررسی متغیرهای میانجی نیز از نرم افزار LISREL و آزمون آماری تحلیل مسیر بهره برده شد. بر اساس یافته های به دست آمده از پژوهش حاضر، شاخص های مربوط به برازندگی مدل نشان دهنده آن است برازش و تناسب مدل نهایی از میزان قابل قبولی برخوردار است. بنابراین، دانشگاه شهید بهشتی جهت پاسخگویی به نیازهای دانشجویان و جامعه نیازمند هماهنگی و انعطاف پذیری در برابر تغییرات است و به نظر می رسد با توجه به جایگاه این دانشگاه برتر در سطح کشور و منطقه، اهداف و ماموریت های آن، نیازمند مدیریت دانش در کنار مدیریت مشارکتی و در نهایت چابکی سازمانی خواهد بود.

بنابراین رابطه علی مدیریت مشارکتی با چابکی سازمانی با نقش میانجی مدیریت دانش در دانشگاه شهید بهشتی معنادار است.