این کتاب با ارادهای ساده اما عمیق نوشته شده است تا رابطه بین فرهنگ و خط مشی گذاری عمومی را نه صرفاً از منظر تئوریک بلکه از دریچه تجربههای عملی، روشنتر و قابلاندازهگیریتر کند. فرهنگ را به معنای مجموعه باورها، ارزشها، نمادها، روایتهای مشترک و شیوههای زندگی یک گروه اجتماعی میشناسد و خط مشی گذاری عمومی را فرایندی میداند که از شناسایی مسئله تا اجرای سیاستها و ارزیابی نتایج را در بر میگیرد. این دو حوزه همواره به یکدیگر پاسخ میدهند: فرهنگ زمینه طرح سوالها و تعیین اولویتها را فراهم میآورد و خط مشیها با ارائه سازکارها، منابع و نهادهای اجرایی تلاش میکند تا این پرسشها را به راهکارهای عملی تبدیل کند. در نگاه این کتاب این دیالوگ همواره پویا است؛ هر تغییر در سیاستها میتواند به تحول در ارزشها و رفتارهای اجتماعی بیانجامد و هر تغییر فرهنگی نیز میتواند به بازتولید یا بازتعریف اولویتهای سیاسی و مدیریتی منجر شود.
میخواهیم با گفتن این موضوع رویهای دقیق و صریح را پیش بگذاریم: فرهنگ و سیاست هنوز از هم جدا نیستند و نمیتوانند بهطور کامل از هم تفکیک شوند، زیرا تصمیمهای عمومی تحت تأثیر بافتهای فرهنگی شکل میگیرند و به نوبه خود با وجود خود، نمادها و روایتهای فرهنگی را دوباره بازتولید میکنند. به همین دلیل این کتاب کوشش میکند مفاهیم را به زبانی ساده و قابل فهم توضیح دهد تا متخصص علوم سیاسی، جامعهشناس سازمانی، مدیران اجرایی، پژوهشگران علوم انسانی و فعالان مدنی بتوانند با یکدیگر گفتگو کنند و از کار یکدیگر بیاموزند. هدف نهایی این است که فهم ما از سیاستهای عمومی نه به شیوهای منشعب از یک حوزه تخصصی محدود شود، بلکه به صورت تجربهمحور و چندلایه ارائه شود تا تصمیمگیران با درک عمیقتر از بسترهای فرهنگی محیط کارکرد سیاستها بتوانند به طراحی، اجرا و ارزیابی سیاستها با رویکردی اخلاقمند، پاسخگو و مبتنی بر شواهد اقدام کنند.
در این میخواهیم با دو مفهوم کلیدی آشنا شویم تا گفتوگوهای بعدی کتاب روشنتر و دقیقتر دنبال شوند. نخست، فرهنگ صرفاً مجموعه بدیهی یا سنتی نیست؛ بلکه یک رفتار اجتماعی پویاست که با تغییرات فناوری، ارتباطات، اقتصاد و سیاست بهسرعت دگرگون میشود و در دستآوردهای فردی و جمعی ما منعکس میشود. دوم، خط مشی گذاری عمومی فقط از طریق قوانین و مقررات نمیتواند اقتصاد و جامعه را تنظیم کند، بلکه از طریق سازوکارهای نهادین، منابع انسانی و اطلاعاتی، با گشودن یا بستن فضاهای تصمیمگیری ظرفیت تغییرات را فراهم میکند. این دوحوزه در هم پوشانیهای گستردهای با هم کار میکنند: فرهنگ میتواند زمینهساز اولویتهای سیاستی باشد و سیاستها نیز میتوانند به تغییر شیوههای زندگی و تصور از عدالت و مشارکت منجر شوند.
برای رسیدن به فهمی دقیق از این تعامل، این کتاب از ترکیبی از رویکردهای نظری و روششناختی بهره میبرد. از منظر نظری، از رویکردهای فرهنگیجامعهشناختی، نهادگرایی فرهنگی، تحلیل گفتمان، و رویکردهایِ مهمِ سیاستگذاری عمومی استفاده میکنیم تا بتوان با کلیدواژههایی مثل هنجارها، روایتهای قدرت، ساختار نهادی و منابع مشروعیت کار کرد. از منظر روششناختی نیز به ترکیبی از مطالعات مقایسهای، مطالعات نمونهمحور، مصاحبههای عمیق، تحليل گفتمان و دادههای کیفی و کمی اعتماد میکنیم تا بتوانیم هم به مفروضات عمومی و هم به تفاوتهای زمینهای پاسخ دهیم. در عین حال، این کتاب به ارزشهای اخلاقی و اصول عدالت اجتماعی پایبند است: شفافیت، پاسخگویی، رعایت حقوق گروههای مختلف جامعه و دیدن تفاوتهای فرهنگی به عنوان منبعهای یادگیری و غنیمتهای جمعی.





